تصاویری که زندگی زیر بمباران را فریاد می زنند حافظه جمعی ضد فراموشی
وبلاگ آفتاب: نمایشگاه عکس زندگی در جنگ با روایت لحظه های عادی در دل بحران، چهره ای انسانی از زیستن در بین ترس و ویرانی ارائه می کند.
به گزارش وبلاگ آفتاب به نقل از مهر، رویداد مستندنگاری «زندگی در جنگ»، رویدادی رقابتی با نگاهی مستندنگارانه و با سودجستن از تجربه های دوران دفاع مقدس، به این منظور افتتاح شد که ضمن شناسایی استعدادهای هنری و رسانه ای به لطمه شناسی فضای مدیریت رسانه ای و هنری در شرایط بحران نیز بپردازد. این رویداد در ۲ بخش حرفه ای و مردمی برگزار شد؛ بخش حرفه ای شامل تک عکس و مجموعه عکس حرفه ای عکاسان و بخش مردمی عکس، ویدئو و روایت مردمی از روزهای جنگ و یا بعد از آنست. بعد از قدردانی از برگزیدگان این رویداد که روز ۱۹ بهمن طی مراسمی برگزار شد، نمایشگاه عکس و روایت «زندگی در جنگ» با نمایش آثار منتخب این رویداد، راه اندازی شد. در مجموع، ۸۹ عکس و روایت از ۶۵ هنرمند از میان صدها اثر ارسالی، بعد از فرایند داوری برای نمایش در این نمایشگاه ملی انتخاب شده اند. دنیا اسکندرزاده، علیرضا اسماعیلی، فواد اشتری، زهرا اشرفی، معراج امانی، سید امیر پناه پور، زینب تاج الدین، سهند تاکی، پوریا ترابی، فاطمه جباری، حامد جعفرنژاد، روح اله جوانی، مجید حجتی، سید سراج الدین حسینی، پیمان حمیدی پور، امیر خلوصی، مجید خواهی، محمدمهدی دورانی، زهرا دمرچلی، فاطمه دولت آبادی، محمدمهدی دهقاتی دهنوی، محمدرضا رحمانی، تهمینه رحمانی، امیر رستمی، محسن رنگین کمان، ریحانه روحانی، وحید زارعی، نسیم زنگنه، فاطمه سارنج، آرش سپهری، زهره سلیمی، سارا سیفی، حسن شهابی، حسن شیروانی، حنانه سادات صادق شیرازی، یاسین صفری، محمدحسن صلواتی، محمدحسن ظریف منش، مجید عسگری پور، لیلاسادات عقیلی، زهرا غلامی، سبحان فرج وند، فاطمه فرهادزاده، فاطمه قائدی، محمدمهدی قدسی، فائزه کابلی، امیرحسین کمالی، عرفان کوچاری، امید مدحج، مقداد مددی، یاس مقدس زاده، علیرضا معصومی، سیدجواد میرحسینی، عرشیا میرزایی، محمدپارسا ناطقی، محمدامین نوبهار، محمدصادق نیک گستر، میثم لطفی، صدف وکیل زاده، حمید وکیلی، فاطمه هادی پور، سیدمتین هاشمی، هادی هیربدوش، سحر همایون نژاد و کیوان یوسف پوری، عکاسان و راویان راه یافته به نمایشگاه هستند.
گاهی جنگ، آن قدر دور چنین پیداست که می توان آنرا فقط در حد یک تیتر خبری یا تصویر کوتاه در رسانه های اجتماعی تحمل کرد اما کافی است یک لحظه، روایت جنگ از سطح «خبر» پایین بیاید و به سطح «زندگی» برسد؛ همان جا که اضطراب در جزییات خانه می نشیند، نگاه ها تغییر می کنند و عادی ترین رفتارها معنایی تازه پیدا می کنند. نمایشگاه عکس «زندگی در جنگ»، از آن دست رویدادهایی است که قبل از آنکه خصلت نمایشگاهی داشته باشد، نوعی مواجهه است؛ مواجهه ای با چیزی که اغلب دوست داریم از آن فاصله بگیریم. جنگ، اضطراب، ترس و با این حال زندگی، پایداری و عادت کردن به وضعیت های غیرعادی.
در بدو ورود به فضای نمایشگاه، مخاطب با مجموعه ای از تصاویر مواجه می شود که نه صرفا راوی میدان نبردند و نه به دنبال بازنمایی کلیشه ای خشونت. آن چه در قاب ها دیده می شود، بیشتر از هر چیز زندگی روزمره ای است که جنگ در آن رخنه کرده؛ جنگی که بجای انفجارهای دوردست، در جزییات خانه، خیابان، لباس های خونین و موهای آشفته، نگاه ها و رفتارهای آدم ها حضور دارد. اینجا جنگ صرفا یک رخداد سیاسی نیست، بلکه یک وضعیت اجتماعی است که بدن ها و روان ها را درگیر می کند.
این نمایشگاه که در قالب رویداد مستندنگاری و با تمرکز بر روایت تصویری از تجربه زیسته جنگ برگزار شده، تلاش دارد نشان دهد جنگ فقط در خط مقدم اتفاق نمی افتد؛ بلکه در پشت جبهه، در خانه ها، در سکوت های طولانی و در تصمیم های کوچک و بزرگ روزانه جریان دارد. تصاویر روی دیوار این نمایشگاه شبیه به تصاویر خبر فوری نیستند؛ بیشتر شبیه سندهایی است از لحظه هایی که به طور معمول از کنارشان می گذریم، چون بیش از اندازه عادی شده اند یا بیش از اندازه دردناک هستند. قاب ها پر از جزییات هستند؛ چهره هایی که می خواهند آرام بمانند اما آن لرز نهفته در نگاه شان در عکس ثبت شده است؛ خانواده هایی که در یک قاب جمع شده اند و همین «جمع شدن» خودش معنای پناه دارد. گاهی یک عکس، تنها با نشان دادن یک پنجره یا یک اتاق نیمه تاریک، حجم عظیمی از اضطراب را منتقل می کند.
این نمایشگاه یادآوری می کند که جنگ فقط با صدای گلوله تعریف نمی شود؛ اضطراب جنگ را می توان در موهای گره خورده، در عضضلات منقبض شده پیشانی و روی تیشرت های قرمز شده از خون و وحشت به تماشا نشست.
در خیلی از تصاویر، چیزی که برجسته است نه مقاومت به معنای شعاری آن، بلکه دوام آوردن است؛ دوام آوردن در لحظه هایی که قد و قواره امید کوتاه می شود، در لحظه هایی که آدم ها به صورت غریزی می خواهند عادی رفتار کنند تا جهان از هم نپاشد. شاید یکی از پرسش های کلیدی نمایشگاه همین باشد که «آیا زندگی در جنگ یعنی جنگیدن؟ یا یعنی کوشش برای زنده نگه داشتن چیزی از زندگی، حتی وقتی همه چیز مقابل آن است؟»
«زندگی در جنگ» چیز شگفت انگیزی را نشان تان می دهد. این که جنگ چطور بتدریج «عادی» می شود. این عادی شدن شاید فجیع ترین بخش ماجراست. چون انسان توانایی حیرت انگیزی دارد در سازگار شدن با بحران. عکس ها گاهی نشان می دهند آدم ها چطور با کمترین امکانات، با شوخی های کوتاه، با نگاه های مطمئن کننده، با کارهای روزمره مثل خرید یا رفت وآمد، می کوشند به خودشان بقبولانند که همه چیز تحت کنترل است. اما آیا واقعا این چنین است؟ آیا واقعاً زندگی در شرایط جنگی، در موقعیتی که دیوار سمت چپ خانه ات فرو ریخته و شیشه های پنجره شکسته اند عادی است؟ نشستن به تماشای تلویزیونی که مدام روی شبکه خبر تنظیم شده در این شرایط واقعاً عادی است؟
قدرت این میدانِ جمع آوری و عرضه عکس در این است که تماشاگر را بجای آنکه صرفا تحت تأثیر قرار دهد، درگیر خود می کند. هر عکس مثل یک سوال باز است. مخاطب ناخواسته خودش را جای سوژه می گذارد و می پرسد اگر من جای او بودم چه می کردم؟ آیا می توانستم آرام بمانم؟ آیا می توانستم بخندم؟ آیا می توانستم ادامه بدهم؟ و این پرسش ها کم کم تبدیل به پرسش های بزرگ تری می شوند که «ما تا کجا توان تحمل داریم؟ جنگ چه چیزی از انسان کم می کند و چه چیزی را آشکار می کند؟ آیا آدم ها در جنگ بهتر می شوند یا فقط حقیقی تر؟»
در عین حال، این نمایشگاه تلاش نمی کند جنگ را زیبا یا شاعرانه جلوه دهد. تصاویر نه قهرمان سازی اغراق آمیز دارند و نه سانتی مانتال هستند. همین پرهیز از اغراق، به عکس ها صداقت می دهد. مخاطب به وضوح درمی یابد که با حقایقی کوچک و ساده روبه روست، نه یک روایت تبلیغاتی.
«زندگی در جنگ» از این جهت هم اهمیت دارد که نشان میدهد تصویر، فقط ابزار ثبت حقیقت نیست؛ تصویر می تواند ابزار حافظه جمعی باشد. وقتی جنگ تمام شود، وقتی تیترها تغییر کنند و خبرها جای خویش را به خبرهای جدید بدهند، این عکس ها می مانند. آنها شهادت می دهند که چه چیزی بر مردم گذشته است. شاید مهم ترین کارکرد چنین نمایشگاهی همین باشد. ایستادن مقابل فراموشی!
نمایشگاه «زندگی در جنگ» دعوتی است به دیدن آن چه به طور معمول نمی خواهیم ببینیم و شاید ارزشمندترین خصوصیت اش همین باشد که مخاطب را با احساساتش رها نمی کند، بلکه با یک پرسش از سالن بیرون می فرستد: «اگر جنگ آهسته آهسته تعریف ما از زندگی را عوض کند، آن وقت هنوز چیزی از انسان بودن مان باقی می ماند که ارزش دفاع کردن داشته باشد؟»
بطور خلاصه این رویداد در ۲ بخش حرفه ای و مردمی برگزار شد؛ بخش حرفه ای شامل تک عکس و مجموعه عکس حرفه ای عکاسان و بخش مردمی عکس، ویدئو و روایت مردمی از روزهای جنگ و یا پس از آنست. تصاویر روی دیوار این نمایشگاه شبیه به تصاویر خبر فوری نیستند؛ بیشتر شبیه سندهایی است از لحظه هایی که بطور معمول از کنارشان می گذریم، چون بیش از حد عادی شده اند یا بیش از حد دردناک هستند. زندگی در جنگ از این جهت هم اهمیت دارد که نشان میدهد تصویر، فقط ابزار ثبت حقیقت نیست؛ تصویر می تواند ابزار حافظه جمعی باشد.
این مطلب آفتاب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کابران آفتاب در مورد این مطلب