وبلاگ آفتاب
گمشده های موسیقی ایران-۳؛

بنیادی كه تنها بنایش باقی ماند

بنیادی كه تنها بنایش باقی ماند

وبلاگ آفتاب: بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی یكی از مجموعه ها و پروژه های ناتمام یا ناكام موسیقی كشورمان طی سال های گذشته بوده كه در این سال ها حتی نامی از آن هم شنیده نمی گردد.



خبرگزاری مهر – گروه هنر – علیرضا سعیدی: سرگذشت پرفراز و نشیب کارهای موسیقایی در کشورمان همیشه تحت تأثیر خط مشی سیاسی و فرهنگی دولت های مختلف گرفتار تغییرات زیادی بوده و هست که در قالب گزارش ها، مقالات و نوشتارهای مختلف پژوهشی-رسانه ای مورد واکاوی قرار گرفته اند.
در مقاطعی اما بعضی از رویدادها و اتفاقات در تقویم تحولات موسیقی ایران به ثبت رسیده اند که بانیان و طراحان شان با اطمینان خاطر و انرژی فراوان درباره آنها سخن می گفتند، گویی در مدت زمانی کوتاه مقرر است تمامی اتفاقات و رویدادها در رابطه با حوزه موسیقی، تحت تأثیر آن فعالیت قرار بگیرد اما چنین نشد.
«گمشده های موسیقی ایران» عنوان سلسله گزارش هایی است که گروه هنر خبرگزاری مهر در چارچوب آن به مرور همین رویدادها، تحولات و وعده های فراموش شده می پردازد. عمده تمرکز و هدف تدوین این مجموعه گزارش البته ضمن بازخوانی تحولات، ترویج «تمرکز» و «تفکر دوباره» در مدیران و سیاست سازان حوزه موسیقی کشور برای تأمل روی موضوعاتی است که بهتر می بود قبل از رسانه ای شدن یا برگزاری مراسم افتتاحیه و ماجراهایی از این دست، برنامه ریزی واقع بینانه تری درباره دامنه اثرگذاری آنها صورت می گرفت تا در نیمه راه نمانند.
در سومین گام از سلسله گزارش های «گمشده های موسیقی ایران» این دفعه به سراغ یکی از مجموعه های بطور کامل فراموش شده ای رفتیم که اتفاقاً نطفه شکل گیری آن از معاونت هنری همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت فعلی زده شد و همانطور که پیش بینی می شد خیلی زود به آرشیو خاک خورده پروژه ها و مجموعه های دیگری پیوست که جز برگزاری یک مراسم افتتاحیه پرطمطراق دستاورد دیگری نداشت.

«بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی» یکی از این مجموعه های زیرخاکی دولت یازدهم است که با گذشت ۶ سال از افتتاح آن بعنوان یکی از گمشده های موسیقی ایران در سال های اخیر معرفی می شود. بنیادی که قرار بود با محوریت و مدیریت علمی محمدرضا درویشی دستاوردهای زیادی را به همراه داشته باشد. اما بازهم در زیر سایه شعارها و حرف های قشنگ گم شد و به تاریخ پیوست.
۲۴ آذر ۱۳۹۲؛ ایده های محمدرضا درویشی برای تشکیل یک بنیاد چند منظوره
محمدرضا درویشی روز بیست و چهارم آذر ماه سال ۱۳۹۲ بود که در گفتگو با یکی از خبرگزاری ها از راه اندازی یک بنیاد پژوهشی – موسیقایی در قزوین خبر می دهد. پروژه ای که تا پیش از این گفتگو از آن بعنوان «مکتب خانه موسیقی نواحی» یاد می کردند.
درویشی در همین گفتگوی رسانه ای بود که اشاره کرد: «آن چیزی که در قزوین ایجاد می شود مکتب خانه نیست. البته من طرح مکتب خانه ها را بیش از یک دهه گذشته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دادم که هیچگاه به سرانجام نرسید. قرار بود که در چند مرحله تمامی استان های کشور صاحب مکتب خانه شوند تا موسیقی نواحی ایران که سینه به سینه به نسل های آینده منتقل می شود نمیرد. اما… […] اتفاقی که در قزوین می افتد در چهارچوب طرح مکتب خانه ها نیست. آنچه که در قزوین دارد راه می افتد یک بنیاد پژوهشی به نام بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین است. ما می خواستیم بجای قزوین پسوند ایران را بگذاریم اما دولت، پسوند ایران را به هیچ مؤسسه ای نمی دهد. برخی مؤسسات خاص دولتی این پسوند را می گیرند. به هر حال ما نتوانستیم با پسوند ایران این بنیاد را نامگذاری نماییم و پسوند قزوین در انتهای این نام نشست. ما جهت راه اندازی بنیاد باید چند مرحله را طی می کردیم که در گام اول ثبت نام انجام شد. منتها اینکه این بنیاد با پسوند قزوین نامگذاری شد هیچ گاه به این معنا نیست که پژوهش ما تنها در استان قزوین متمرکز است. پژوهش های بنیاد، ملی و کشوری است و تنها محل استقرار در قزوین است.
درویشی در پاسخ به اینکه چرا چنین بنیادی باید در شهر قزوین راه اندازی شود؟ بیان کرده بود: «اینکه چرا این بنیاد را در تهران دایر نکردیم به این علت است که تهران بطور کلی اشباع شده است. در عین حال در مرکز، هیچ نهاد و سازمانی از ما و طرح بنیاد حمایت نکرد. در صورتیکه در قزوین نهادهای مختلفی مثل سازمان میراث فرهنگی، استانداری، سازمان نوسازی قزوین از من و طرح بنیاد حمایت کردند، یعنی سه سازمان عمده حامی این طرح شدند. یکی از ساختمان های مربوط به دوره قاجاریه در مجموعه «سعدالسلطنه» که یک بنای تاریخی متعلق به دوره قاجار و در دست بازسازی است نیز محل بنیاد است. این ساختمان که در اصل متعلق به سازمان میراث فرهنگی استان قزوین است در اختیار بنیاد قرار گرفته است. ما در تهران چنین امکاناتی نداریم در صورتیکه قزوین تشنه این کار است و ظرفیت حمایت هم دارد.»
درویشی در این گفتگو بود که نیم نگاهی هم به عدم تشکیل مکتب خانه های موسیقی نواحی در استانها داشت. وی در عین حال شاید تصور نمی کرد از زمان این گفتگو تا زمان افتتاح بنیاد شش ماه وقفه ایجاد شود، اما با این وجود درباره راه اندازی آن اظهار داشته بود: «هیأت امنای بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی شامل دو بخش حقیقی و حقوقی است. بخش حقیقی متشکل از هشت هنرمند شامل سه موسیقی دان و پنج هنرمند در سایر رشته های هنری همچون معماری، نقاشی، مجسمه سازی و رشته های دیگر تجسمی هستند. بخش حقوقی نیز متشکل از هفت نفر از نمایندگان نهادهای مختلف دولتی در استان قزوین است که مجموعاً ۱۵ نفر اعضای هیأت امنا را می سازند. مهم ترین نکته تخصیص مکان برای این بنیاد بوده که با حمایت سازمان میراث فرهنگی استان انجام شد. اما در مورد تجهیز بنیاد؛ همه چیز دست ساز و زیبا انجام می شود و هیچکدام ساخته ماشین نیست. چراغ ها، میز کنفرانس، صندلی، همه و همه باید در کارگاه های مختلف در تهران و با دست ساخته شود. ما مصمم هستیم تا دو ماه دیگر آنجا را با حضور هنرمندان و مقامات دولتی بازگشایی نماییم.»

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳؛ آقای درویشی امروز فضای بزرگ و زیبایی در اختیار شما قرار دارد!
در روزهای پایانی اردیبهشت سال ۱۳۹۳ یعنی شش سال پیش بود که روابط عمومی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که در آن زمان علی مرادخانی در مقام معاون هنری وزیر ارشاد به فعالیت مشغول بود، گزارشی را به رسانه ها ارسال کرد که محتوای آن از افتتاحیه یک مجموعه با عنوان «بنیاد پژوهش هنر و موسیقی» در شهر قزوین با حضور برخی از بزرگان موسیقی ایران و محوریت محمدرضا درویشی استاد و آهنگساز صاحب نام کشورمان آگاهی داده بود. این در حالیست که بعد از کارنامه موفقی که علی مرادخانی در دوران حضور خود در مدیریت موسیقی وزارت ارشاد بجای گذاشته بود، این انتظار می رفت که بنیاد پژوهش هنر و موسیقی بواسطه حمایت های مرادخانی و حضور هنرمندی چون محمدرضا درویشی سر منشأ خدمات قابل توجهی در عرصه موسیقی خصوصاً موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی نواحی باشد.
در این مراسم که روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ در سرای تاریخی سعد السلطنه قزوین برگزار شد، بیژن نوباوه، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، پیروز ارجمند، مدیرکل وقت دفتر موسیقی وزارت ارشاد، محمد سریر، داریوش پیرنیاکان، شاهین فرهت، کیوان ساکت، پروین غلامشاهی، محمدرضا اصلانی، حمیدرضا اردلان، حمیدرضا نوربخش (مدیر عامل خانه موسیقی)، حمیدرضا عاطفی، علی ترابی رئیس وقت انجمن موسیقی تهران، محمد وکیل ها، رئیس وقت انجمن موسیقی استان قزوین، حسن مهرجردی، بهروز فتحی، مرتضی باقرنژاد، محمد خوشرو (گروه وقت مشاوران معاون امور هنری)، سیدمحمد میثمی، علیرضا خزائلی، مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی وقت قزوین و مرتضی روزبه، استاندار وقت قزوین همچون هنرمندان و مسئولانی بودند که در آئین گشایش بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین حضور داشتند.
علی مرادخانی در این مراسم بود که با ابراز خرسندی از شروع به کار این مرکز پژوهشی، ضمن تاکید بر ماندگاری کوشش های صورت گرفته، خطاب به محمدرضا درویشی اظهار داشت: شما سال ها تلاش کردید فضایی اندک برای پی گیری پژوهش و ثبت موسیقی بومی و نواحی ایران در اختیار داشته باشید اما امروز چنین فضای بزرگ و زیبایی در اختیار شما قرار دارد که نشان میدهد در راه صحیح گام برمی داریم. تمدن ایران جایگاه ویژه ای در جهان دارد و درست نیست کشوری با بیش از ۵ هزار سال تمدن و داشتن فرهنگ غنی، امکانی برای ثبت و حراست از داشته های فرهنگی خود در اختیار نداشته باشد. من اعتقاد دارم باید در زمینه موسیقی فعالیت و کوشش بیش تری صورت بگیرد، چون هنری بسیار ظریف و شکننده است و همین عامل سبب می شود صیانت از آن به لحاظ ملی، میهنی و دینی وظیفه ما باشد. یکی از خاصیت های ما این است که بزرگان خودرا درست معرفی نمی کنیم: در سفرهایی که به نقاط مختلف جهان داشتم بارها شاهد بودم فردی را که شاید جایگاه چندان رفیع هنری هم نداشت، بسیار پررنگ تعریف می کنند و من همیشه افسوس می خوردم که چرا ما در معرفی بزرگان خود کم جوشش و بی بنیه عمل کردیم.

معاون امور هنری وزیر ارشاد به دغدغه درویشی در جذب حمایت مالی برای پیشبرد اهداف بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی اشاره نمود و اظهار داشت: هنگامی که این پژوهشکده فعالیت خودرا آغاز کند تولیدهایی شکل می گیرد که بطور قطع نگاه حمایتی ما را به دنبال خواهد داشت و دوستان کمیسیون فرهنگی مجلس نیز طی چند ماه گذشته همیشه با من همراهی کرده اند. حوزه موسیقی مسائل خاص خودرا دارد که من امیدوارم با همراهی دوستان در مجلس شورای اسلامی و شناخت هایی که پیش می آید طی چند سال آینده مجموعه را راه اندازی کنید، مدیریت را به افراد توانا بسپارید و سپس برای تأسیس پژوهشکده مشابه به دیگر نقاط کشور سفر کنید.
این موضوع برای ما در معاونت امور هنری بسیار مهمست و من از دوستان خود در اداره ارشاد استان قزوین نیز می خواهم با مسئولان این مجموعه همراهی کنند تا امکانات نرم افزاری مورد نیاز در اختیار آنها قرار بگیرد.
پیش بینی درویشی درست از آب درآمد و فقط یک بنای زیبا افتتاح شد!
محمدرضا درویشی که گویا مدیریت بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین را برعهده داشت در ابتدای این مراسم به هم زمانی گشایش مجموعه با درگذشت محمدرضا لطفی، چهره نامدار موسیقی ایران اشاره نمود و اظهار داشت: افتتاح اولین پژوهشکده موسیقی در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران از ابتدا تا امروز را در حالی جشن می گیریم که استاد لطفی از میان ما رفت ولی اعتقاد دارم در این شادی با ما شریک است. […] حدود دو سال پیش، به سبب خستگی از شهر تهران و همین طور اشباع شدن کارهای موسیقی در پایتخت، و بواسطه دوستانی که در این شهر داشتم تصمیم گرفتم به قزوین بیایم به این امید که شاید محیط بکر و آماده این شهر پاسخ گوی قسمتی از نیازها و علایق من جهت راه اندازی پژوهشکده ای کوچک باشد. چون تصور می کردم این امکان در تهران وجود ندارد و تلاش بیست ساله من به ثمر نرسید.
درویشی در این مراسم با ذکر این نکته که، وقتی فعالیت برای تأسیس پژوهشکده موسیقی شروع شد تصور فراهم شدن امکاناتی به این گستردگی را نداشته، در رابطه با اهداف راه اندازی این مجموعه نیز اظهار داشت: هدف ما فقط تحقیق و پژوهش است و اگر آموزشی هم اتفاق بیفتد حتما در خدمت پژوهش خواهد بود. چون تحقیق در زمینه موسیقی کلاسیک ایران در تهران صورت می گیرد اما آن چه با غفلت روبه رو شده موسیقی مظلوم نواحی ایران است که هیچ متولی ندارد. در دانشکده های ما موسیقی دستگاهی را آموزش می دهند و از موسیقی نواحی، که متأسفانه رو به زوال است، خبری نیست. در صورتیکه موسیقی نواحی زیربنای موسیقی کشور و حتی به اعتباری ردیف های موسیقی ما بشمار می رود. هدف ما این است که متولی تحقیق و انتشار تحقیقات باشیم نه هیچ چیز دیگر. اما تاکید می کنم برای پیشبرد برنامه ها به حمایت مالی نیاز داریم، چون این مرکز مانند کتابخانه مجلس امکان درآمدزایی ندارد و اگر مسئولان حمایت مالی نکنند باید گفت امروز فقط یک بنای زیبا را افتتاح کرده ایم. […] من برای تحقق یک اتفاق مثبت ترک شهر و خانواده کرده ام و دست همکاری به سمت همه شما دراز می کنم. همه باید دست در دست یکدیگر حرکت نماییم و اگر قرار باشد چوب لای چرخ بگذاریم هیچ کاری پیش نمی رود.

چند نکته معماری درباره پژوهشکده ای که دیگر خبری از فعالیت هایش نیست
یکی از نکات جالبی که می توان درباره بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی به آن اشاره نمود، موضوع طراحی معماری آن است که در همان دوران بعنوان یکی از طرح های برگزیده معماری معرفی گردید.
در توضیح نحوه ساخت و طراحی معماری بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی قزوین آمده است: «مجموعه سعد السلطنه بعنوان یکی از بناهای تاریخی شهر قزوین محسوب می شود. این پروژه بعنوان یک بنای آجری مربوط به دوره قاجار است. این بنا بطور کلی توسط همین گروه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته بود و بعنوان نمایشگاه و فضای تجمعات مورد استفاده قرار می گرفت اما بعدها با تصمیم سازمان میراث فرهنگی، این مکان به پژوهشکده هنر و موسیقی تغییر کاربری داد. پدرام پاکزاد و فرهاد خادم پور بعنوان طراحان و بازسازان این پروژه فعالیت خودرا در سال ۹۲ آغاز نموده و در بهار سال ۹۳ به پایان رسید. این ساختمان رتبه دوم جایزه معمار ۹۳ را در بخش بازسازی به دست آورده است. بخش سازه بنا در زمان بازسازی و طراحی، مورد مرمت قرار گرفت تا علاوه بر ایجاد کاربری جدید، سازه بنا هم از استواری لازم برخوردار باشد و در آینده مشکلات بازسازی را تکرار نکند. از سیستم تهویه مدرن (اسپیلت سقفی) برای گردش هوا و تهویه فضایی استفاده شده که در پنجره های سقفی مجهز گردیده است. طراحان پروژه اهتمام در حفظ خصوصیت و خاصیت های معماری بنا داشته و تا حد امکان از تغییرات پرهیز کردند. بنا بر این طرح خودرا برمبنای تلفیق معماری سنتی و پست مدرن به وجود آوردند تا هویت بنا گرفتار دگرگونی شدید نشود. عناصر، حجم ها و خطوط از ماهیت پروژه الهام گرفته و با تغییر جزئی با نگاهی پست مدرن، شکلی جدید از این پژوهشکده را به معرض نمایش گذاشته است. پژوهشکده موسیقی بعنوان فضایی برای بسط و کنکاش درون موسیقی به کار می رود. بنا بر این از رنگ سفید بعنوان عنصر الحاقی استفاده شده است.
داخل یکی از فضاها تنور پخت سفال وجود داشته که طراحان با قرار دادن شیشه بر روی آن و نورپردازی درون این حفره، تابلویی نورانی در کف این فضا خلق نموده اند. طراحان با قرار دادن سفال های شکسته در داخل این تنور، اهتمام در حفظ ارزش ها و کاربر سابق سنتی بنا داشته اند. نورپردازی داخل پروژه برمبنای نت های موسیقی شکل گرفته است. بطوریکه کابل ها و لوسترها نشان دهنده نت های موسیقی هستند. نورپردازی داخل پروژه برمبنای نت های موسیقی شکل گرفته است. بطوریکه کابل ها و لوسترها نشان دهنده نت های موسیقی هستند.»

ای کاش بجای روبان های قیچی خورده، اتفاق دیگری می افتاد
به هر ترتیب ماجرای بنیاد پژوهشی هنر و موسیقی هم مانند دیگر پروژه های «نیمه تمام» یا «نامعلوم» یا «ناکارآمد» فرهنگی هنری کشورمان چیزی شبیه یک خواب رویایی یا نیمه تمامی ماند که سرانجامش فقط یک حباب بود و بس. حتی در بهترین نگاه ممکن هم به حدی در لابه لای اما و اگرهای متفاوتی قرار گرفت که حتی اگر فرض نماییم فعالیتی در این بنیاد همچنان صورت می گیرد، اما بعید است بتوان برای آن سرنوشت آن دورنمای روشنی را تصور کرد. چونکه شنیده می شود بازهم این اختلافات میان مدیران مجموعه ها و نهادها بود که سبب نیمه کار ماندن چنین پروژه مهمی شده و سرنوشت آنرا به سمتی هدایت کرده که در ناامیدانه ترین حالت ممکن قرار دارد.
این بنیاد بطور قطع جزئی از گمشده های موسیقی ایران در سال های اخیر است که امید است با حضور بزرگانی چون محمدرضا درویشی که بطور قطع با دغدغه مندی روی افتتاح آن متمرکز شد، جان تازه ای بگیرد تا لااقل بتوان روی خروجی رسانه ای آن غیر از مراسم افتتاحیه و چند مصاحبه امیدوار کننده مدیران و مسئولان با روبان های آماده قیچی زدن چیزی در صفحات جستجوگر فضای اینترنت پیدا کرد.

1399/03/19
10:26:24
5.0 / 5
998
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۳
دوستان وبلاگ آفتاب
Aftablog

aftablog.ir - مالکیت معنوی سایت وبلاگ آفتاب متعلق به مالکین آن می باشد