وبلاگ آفتاب

وقتی نزدیك بود صدام اسیر ایرانیها شود

وقتی نزدیك بود صدام اسیر ایرانیها شود

به گزارش وبلاگ آفتاب مهر نوشت: یكی از اتفاقات مهم و تاریخی كه شاید خیلی از مخاطبان عمومی تاریخ و ادبیاتِ جنگ ایران و عراق از آن غافل باشند، ماجرای احتمال اسیری صدام به دست نیروهای ایرانی است كه در عملیات فتح المبین رخ داد.


یكی از اتفاقات مهم تاریخ كه میان صفحات اسناد و مدارك قرار دارد و چندان دیده نمی گردد، ماجرای احتمال اسارت صدام به دست نیروهای ایرانی است كه هراس و وحشت زیادی را به جان صدام و حامیانش انداخت. همین هراس هم موجب شد دست به دامان هر چاره ای برای شكست ایران در جنگ شوند. در مرحله چهارم و پایانی عملیات فتح المبین، افسران و سربازان عراقی زیادی به دست نیروهای ایرانی اسیر شدند. اما اسیران عراقی كه در ارتقات برقازه اسیر شدند، خطاب به رزمندگان ایرانی گفتند «اگر زودتر رسیده بودید، می توانستید صدام را اسیر كنید.» ژنرال حسین كامل مجید وزیر صنعت و صنایع نظامی وقت عراق كه داماد صدام هم بود، بعد از فرار به اردن در زمستان ۱۳۷۴ در مصاحبه ای با نشریه السفیر اظهار داشت: «صدام در آن بهبوهه به همراهیانش گفت از شما می خواهم در صورتیكه اسیر شدیم، من و خودتان را بكشید.» مساله تاریخی امكان اسارت صدام در مرحله چهارم فتح المبین آن طور كه در كتاب «همپای صاعقه» روایت می شود، به واسطه كثرت راویان عراقی، از حد تواتر هم فراتر رفته است. ژنرال حسین كامل مجید وزیر صنعت و صنایع نظامی وقت عراق كه داماد صدام هم بود، بعد از فرار به اردن كه زمستان ۱۳۷۴ انجام شد، در مصاحبه ای با نشریه السفیر اظهار داشت: «صدام در آن بهبوهه به همراهیانش گفت از شما می خواهم در صورتیكه اسیر شدیم، من و خودتان را بكشید.» سرلشگر عبدحمید محمودالخطاب رئیس دفتر ریاست جمهوری عراق هم بعدها درباره این ماجرا گفته است «در حالی كه همه اهتمام می كردند صدام را آرام كنند، می گفت می دانید اگر ایرانیها مرا پیدا كنند، چه می شود؟ و زیر لب می اظهار داشت: لعنت بر آنها! ما را در ورطه جنگ گرفتار كردند.» محمودالخطاب درباره این اشاره صدام می گوید: «می دانستم كه منظورش آمریكا و رهبران عربستان و كویت هستند.» خلاصه این كه صدام و همراهانش در مرحله پایانی عملیات فتح المبین، چندساعتی را در محاصره نیروهای ایرانی بودند اما به قول محمودالخطاب ناگهان یك دستگاه خودرو را پیدا كردند كه حامل افراد مجروح بود. وی در روایت خود گفته است: «افراد زخمی را بیرون كشیده، خودمان سوار شدیم. رئیس جمهور وقتی سر جایش نشست، اظهار داشت: زخمی ها مداوا خواهند شد؛ اما اگر ما اسیر ایرانیها بشویم، چه باید بكنیم؟» اما چندوچون ماجرا به قول خالد حسین نقیب افسر سابق ستاد وزارت دفاع عراق، از این مقرر است كه هشام صباح فخری فرمانده سپاه چهارم عراق در گرماگرم عملیات فتح المبین و پیش روی نیروهای ایرانی، به صدام اطمینان داده بود كه نیروهای ما در حال مبارزه هستند و خطری آنها را تهدید نمی نماید. صدام هم این حرف ها را هنگام بازدید از جاده عمومی فكه و در حال قدم زدن شنیده و با خیال راحت مشغول بازدید از نیروهایش بود. در همان لحظه، یك گردان توپخانه كه داشت از همان موضع عقب نشینی می كرد، با صدام روبرو می شود. وقتی صدام علت عقب نشینی را از فرمانده آن گردان پرسید، اظهار داشت: قربان نیروهای ایرانی با موضع شما چند كیلومتر بیشتر فاصله ندارند. سفارش می كنم شما هم عقب نشینی كنید. در غیر این صورت به اسارت درخواهید آمد! بدین سان این افسر بود كه صدام را از خطر اسارت به دست ایرانیها نجات داد. همین طور در همین عملیات بود كه صدام دستور اعدام گسترده سربازان و افسرانِ در حال عقب نشینی را داد و بعد از شكست در فتح المبین، دستور كشتار اسیران ایرانی را هم صادر كرد. نكته مهم این است كه برخی از عراقی های اعدام شده به دست صدام، از شیعیان بودند و صدام نزدیكان و برخی دیگر از افسران شكست خورده را به سبب دوستی نزدیك، با جانب داری اعدام نكرد. اما نكته مهم درانتها این مطلب، قدرت روزافزونی است كه ایران از آن برهه تا امروز به دست آورده و همه حمایت های آمریكا از تحركات بیرونی و درونی ضدایرانی، برای سركوبی همین قدرت است. این میان، رویكرد رسانه ای و تبلیغاتی هم بر این اصل استوار است كه به شكست اعتراف نمی گردد مگر این كه مدت زمانی از آن گذشته باشد تا تاثیر كمتری روی جامعه مخاطب داشته باشد. ۲۴۱۲۴۱


منبع:

1398/11/16
23:27:01
5.0 / 5
1809
تگهای خبر: تبلیغات , صنعت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۱
دوستان وبلاگ آفتاب
Aftablog

aftablog.ir - مالکیت معنوی سایت وبلاگ آفتاب متعلق به مالکین آن می باشد